الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
245
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
مردى از ايشان برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ! گمان خير داريم و مىبينيم كه تو پيروز و نيرومند شدى ، اكنون اگر عقوبت كنى همانا كه ما مجرم و گناهكاريم و اگر عفو كنى ، در پيشگاه خداوند جهانيان بهتر است . امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : از همهء شما در گذشتم ولى از فتنهانگيزى بر حذر باشيد كه شما نخستين مردمى بوديد كه بيعت شكستند و اتحاد امت را شكافتند . اكنون از گناه بر گرديد و خالصانه از آنچه ميان شما و خداوند گذشته است توبه كنيد . چون از اين خطبهء خود براى مردم بصره فراغت يافت ، بر استر خويش سوار شد . و گروهى از لشكريان و همچنين از طوايف مختلف برگرد او جمع شدند . انگيزههاى كينه و دشمنى عايشه عمر بن ابان « 1 » مىگويد : چون امير المؤمنين بر مردم بصره پيروز شد ، گروهى از آنان به حضور ايشان آمدند و گفتند : اى امير المؤمنين چرا عايشه اين چنين با تو ستيز كرده و در مخالفت با تو تا اين اندازه پيش رفت ؟ و حال آنكه او زنى از زنان است و جنگ و جهاد بر او واجب نيست و به او اجازه داده نشده است كه از خانهء خود بيرون آيد و ميان مردان آشكار گردد و در هر حال اين كارها كه كرده شايستهء او نبوده است . على ( ع ) فرمود : اينك امورى را براى شما بيان مىكنم كه سبب كينهء او بر من شده است و حال آنكه من در هيچ مورد گناهى نداشتهام ولى او به خيال خود آنها را گناه دانسته و به همان سبب نسبت به من چنين كرد . نخست اينكه پيامبر ( ص ) مرا بر پدر او برترى مىداد و هر چند گاهى هم او را بر من مقدم مىداشت ولى به همان اندازه هم بر او دشوار بود و چون ناراحتى پدرش را مىديد وى هم از او پيروى مىكرد . دوم اينكه چون پيامبر ( ص ) ميان اصحاب خود عقد برادرى بست ، ميان پدرش و عمر بن خطاب برادرى قرار داد و مرا به برادرى خود مخصوص كرد و اين موضوع هم بر او دشوار آمد و اين سعادت كه نصيب من شد او را خشمگين ساخت . سوم آنكه پيامبر ( ص ) مقرر كرد درهاى خانههاى همهء اصحاب كه به مسجد
--> ( 1 ) اين شخص ظاهرا نوهء عثمان بن عفان است . رجوع كنيد به ذهبى ، ميزان الاعتدال ؛ شمارهء 6047 . م